چرا پشت سر مسافر آب می ریزند ؟

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيه بود. بعد از نبردي در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعي نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد.

ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ويرا به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند . ( البلاذري، فتوح البُلدان، به تصحيح دكتر صلاح‌الدين المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و وي را به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد.

عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود . هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»
... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.

هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارد، در هنگام نوشيدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد.

پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. اين باعث بوجود آمدن فلسفه اي شد که با ريختن آب بر زمين، يعني زندگي دوباره به شخصي داده مي شود تا مسافر برود و سالم بماند.

مشکل یک خانم و ....

یك خانم روسی و یك آقای آمریکایی با هم ازدواج كردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز كردند .طفلكی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار كند.

یك روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین كرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد.

روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست كه سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز كرد و به سینه خودش اشاره كرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد.

روز سوم خانم ، طفلك می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا كند تا این یكی را به فروشنده نشان بدهد. این بود كه شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد!!! ............

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



خیلی منحرفید!

حواستون كجاست ؟

شوهرش انگلیسی صحبت می كرد.

کرسی شعر یا ... ؟

گاهی واژه ای را نادرست تلفظ می کنند و همان اشتباه بر سر زبان می افتد. تا پنجاه سال پیش مردم در زمستان برای گرم شدن دور کرسی می نشستند و برای سرگرمی و وقت گذرانی گاهی چرت و پرت هایی به هم می بافتند و می خندیدند و این سخنان را "کُرسی شعر" نامیده شد که ما امروزه آن را بد تلفظ می کنیم.من تلفّظ درست این واژه را هنگامی که کودکی بیش نبودم از پیرمرد با سوادی شنیدم و از آن هنگام این را به یاد دارم . در آن وقت ندانستم منظور او چیست.چون همیشه به گونه ی دیگر شنیده بودم.

مفهوم عدالت

میگن در زمانهای قدیم یه روز سه تا پسر بچه میرن پیش ملانصرالدین میگن ما ده تا گردو داریم میشه اینها رو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟

ملا میگه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟

بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن.

ملا هشت تا گردو میده به اولی دو تا میده به دومی و دو تا پس گردنی محکم هم می زنه به سومی !
بچه ها شاکی میشن میگن این چه عدالتیه ملا؟

ملا میگه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده !

دخترک زیبا و خواستگار پیر

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.

کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه
سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما
اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش  لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود.

در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است... .

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود.

1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.

2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم.

3ـ زندگی شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد.

دو عضو مهم !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟/

خلقت انسان تقريبا به پايان رسيده بود كه خداوند متوجه شد آدم و حوا وجه تمايز چنداني با هم ندارند.

از اندامهايي كه خداوند براي انسان در نظرگرفته بود چيز چنداني به جاي نمانده بود و

او نمي توانست تصميم بگيرد كه براي تفكيك آن دو كدام عضو را به كدام يكشان بدهد.

پس آنها را فرا خواند و گفت:
مخلوقات اشرف مخلوقات من! براي تفكيك شما دو تا از هم و تعيين جنسيتتون دو عضو باقي مونده
اوليش عضويه كه مي توني به وسيله اون ايستاده جيش كني و...
آدم اجازه نداد حرف خدا تمام شود وجست و خيز كنان  با اشتياق گفت :
اونو بده من ..اون دقيقا چيزيه كه نشون مي ده من بعنوان مرد جنس برتر هستم ..اونو بده من
 حوا تنها لبخند زد و با آرامش گفت:
اگه آدم اينقدر به اون احتياج داره من حرفي ندارم...نوش جونش
آدم عضو مورد نظر را دريافت كرد و با خوشحالي به طرف باغ بهشت رفت تا ايستاده جيش كردن را به كل بهشت تجربه كند.
وقتي دور شد خدا گفت با اين حساب تنها عضو باقيمونده به تو مي رسه
حوا پرسيد
اون چه عضويه؟
و خدا پاسخ داد
اون مغزه

فرهاد و هوشنگ

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه. حالا من کى مى تونم برم خونه مون ؟

با دیدن این مطلب، به عکس هیچ زن زیبا و جذابی اعتماد نمی کنید!!

حتما شنیدید که در دنیای مجازی اینترنت به هیچ چیزی نباید اطمینان کرد، در این مطلب شما تصویر زنی را مشاهده می کنید که زیبا به نظر میرسد اما چهره واقعی او کاملا متفاوت با چیزیست که تصور می‌کنید، در حقیقت با دیدن این تصاویر به قدرت آرایش و گریم پی می‌برید:

 
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
 

توهم رو تجربه کنید

سلام دوستای گلم

اگه می خواین بدونین وقتی کسی قرص اکس می خوره چه توهمی می گیره اینجا رو کلیک کنید

2. سپس روي عبارت "click me to get trippy" كليك كنيد. {اون پایین سمت چپ}

3. به مركز صفحه نمايش به مدت 30 ثانيه خيره شويد. آنگاه .....

4. به دستي كه با آن موس را نگه داشته ايد نگاه كنيد بدون آنكه دست خود را حركت دهيد

غیر از دست می تونید به هرچیزی که خواستید و نزدیکتونه نگاه کنید

پدر و پسر

پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»
جامی

کشف خانه فساد + عکس متهمان ردیف اول


کشف خانه فساد همراه با عکس تمامی متهمان

 

0

 

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

 

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

 

 

 

 

 

مرسدس بنز و موتور گازی

يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يك موتور گازي ازش جلو زد!
خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.
يك مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!
ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.
همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!
طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار.
خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟!
موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه که واستادي... آخه ... كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت !!!!

حاضر جوابی

می گویند:  "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . .  چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!


روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت: آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد: بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!


روزي نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد: «شما براي چي مي نويسيد استاد؟ » برنارد شاو جواب داد: «برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت که: «متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »وبرنارد شاو گفت: «عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »


 یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت. یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه اینجا منتظر باش تا من برگردم. راننده میگه نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم. چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰ دلارمیده. راننده میگه: گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!

نانسى آستور - (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) - روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پرآوازه وقت انگلستان) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم. چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش

 
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم
 

شهر خلال دوندون ها !!

شهر خلال دندان، حاصل 6 سال پشتکار، 6 میلیون خلال دندان و 170 لیتر چسب مایع
 

=
Stan Munro سی و هشت ساله، تا کنون مدل بناهای معروفی از جهان را با خلال دندان ساخته است.
در این تصویر استن روی ماکت معبد انگكور وات کار میکند که به گفته وی پیچیده ترین کاری بود که تا به حال ساخته.
=

=
موزه علم و تکنولوژی، نیویورک. در این تصویر ماکت ساخته شده استن را در مقابل ساختمان واقعی این موزه می بینیم.
=

=
همگی این بنا ها بر اساس مقیاس درست 1:164 ساخته شده اند. در این تصویر استن را در کنار بعضی از آسمانخراش هایش می بینیم.
ساختمان کرایسلر، برج های دوقلوی پتروناس، تایپه ۱۰۱، ساختمان وول ورث، و ساختمان مت لایف.
=

=
ماکت خانه اپرای سیدنی در استرالیا. حتی آبهای آبی اطراف این ساختمان نیز با خلال های دندان ساخته شده است..
=

=
مسجد سلطان احمد، استانبول، ترکیه

=
برج اسپایر، دوحه ، قطر

=
برج Spinnaker، واقع در Portsmouth انگلستان

=
میدان سنت پير، واتیکان، ایتالیا

=
نمای نزدیک از کلیساهای سنت پیر، واتیکان

=
مسجد الحرام مکه


=

نمایی از ماکت کعبه به همراه زوار در حال عبادت

=

تاج محل

=

Tower Bridge لندن


=

پل بروکلین و ساعت بیگ بن

=
و این هم کشتی Cutty Sark مدل ساخته شده با خلال دندان بوسیله استن مونرو

 

تفاوت بچه های ایرانی و ژاپنی!!

در مهد کودکهای ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو  هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.


با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.


در مهد کودکهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین.

لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که  كل تيم  10 نفره  روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلي، بعد 10 نفر روی 7 صندلي و  همینطور تا آخر.
با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن!

جاده اي در عمق 20 متري برف! (عكس)

جاده ای کوهستانی با دیوار های برفی در ژاپن ارتفاع این دیوار های برفی به 20 متر هم میرسد.























 

تست ذلالت

1. با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس 250.000 تومنی خوشش میاد

الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... می خورین!

ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!

2. با خانومت داری میری رستوران، موقعی که به رستوران می رسید:

الف- جلو جلو و دو دستی درو براش باز میکنی که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!

ب- بهش دستور میدی هر چه زودتر درو باز کنه!

3. خونتون مهمون دارید:

الف- زود پا میشی و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسشون چایی میریزی و میاری.

ب- با قیافه کاملاً جدی و مردانه (جنم دار) اشاره میکنی به خانومت تا هر چه زودتر واسه شما و مهمونا چایی بیاره.

4. یه روز تعطیل باحال:

الف- با همسرت میری بیرون و اون روز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورین تا صبح کله سحر برید سر کار!

ب- بدون توجه به همسرت شب قبل از روز تعطیل با دوستات قرار میزاری تا فردا برید گردش و کلی حال کنید و بعد از ظهرشم برید استخر و اگه زنت هم زیاد حرف زد فوری می فرستیش خونه مامانش اینا!

5. خانومت رفته عروسی و تو با دوستات تو خونت جمع شدید که یه دفعه خانومت مثل جن بسم الله ظاهر میشه:

الف- یهویی خودتو گم میکنی و به دوستات میگی اصلا ًنخندن و زود میری پیش خانومت و التماس میکنی آبروتو جلو دوستات نبره!

ب- اصلاً انگار نه انگار خانومت اومده. با دوستاتون میگید و میخندید و خانومت حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!

6. داری تو تراس سیگار میکشی که یهو خانومت سر میرسه:

الف- خودتو گم میکنی و نمیدونی چیکار کنی. شایدم سیگارو قورت بدی! اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدی واسه دوا درمون!

ب- برمیگردی و با قیافه حق به جانب به خانومت دستور میدی یه لیوان چایی واست بیاره (یه چایی دپش بعد از سیگار خیلی حال میده!)

7. امروز قراره مادر زنت با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:

الف- اون روزو مرخصی میگیری و همش تو خونه میمونی و به همسرت کمک میکنی تا مادر زن و قومش بیان واسه قتل و غارت و چپاول...

ب- ساعت 2 اون روز که خانومت زنگ زد : کجا موندی؟ بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!

8. تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:

الف- جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر سرخ میشه

ب- خانومتو از اتاق میفرستی بیرون و بهش گوشزد میکنی وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه (اصل اول تمدن!)

9. ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون از خواب بیدارت میکنه و پی میبری که آقا پسر گلت دسته گل به آب داده:

الف- زود پا میشی و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنی طوری که خانم محترمت اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و تا صبح بوی خوب آقا پسر تو مشامت بمونه!

ب- هماهنگ با بچه شروع میکنی به داد زدن و این کارو اینقدر ادامه میدی تا بالاخره خانومت بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اون مادره و مهارتش تو بچه داری خیلی بیشتره!


توضیحات برای اینکه بسنجی چیکاره ای:
برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ درست (ب) 2 امتیاز در نظر بگیر.


اگه امتیازت 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم!
شما یه مرد نمونه هستی. در عین حال انسانی فهیم، منطقی، تابع نظم، با کمالات، شریف و خانواده دوست هستی! همسرت بهت افتخار میکنه!
ایول بابا تو دیگه کی هستی! تو تمام مراحل زندگیت موفق هستی!


اگه امتیازت بین 15-5 بود:

شما مردی هستی که یه کم به همسرت رو میدی. در عین حال مرد چندان موفقی نیستی و تزلزل شخصیت داری! دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرته! باید به خودت بیای و شکوه و اقتدار یه مردو به خاطر بیاری!

اگه امتیازت کمتر از 5 بود:

خاک بر سرت!
آخه به تو هم میگن مرد؟! آبروی هر چی مرده بردی... مرده! جسد، خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟! هیچ فکر کردی که زن ذلیلی چیه و مرد سالاری کدومه؟!

 

سختيهاي زندگي براي چيه؟؟؟؟؟

سختيهاي زندگي براي چيه؟؟؟؟؟

 image003

 image004

 image005

 image006

 image007

 image008

 image009

 image010

 image011

 image012

image013

 image014

 image015

هتل حلزونی روی آب

خبرگزاری مهر - گروه فناوریهای نوین: شرکت معماری روسی "رمی استدیو" طرح ساخت زیست-کره ای را ارائه کرده است که می تواند بر روی آب نیز معلق شده و در برابر شرایط دشوار و متغیر اقیانوسی و زمینی کاملا مقاوم باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این هتل-کشتی به گونه ای طراحی شده تا بتواند در برابر طوفانها، امواج جزر و مدی و بالا رفتن سطح آب اقیانوسها در کنار پدیده های مخربی از قبیل زلزله و دیگر فجایع طبیعی از خود مقاومت نشان دهد.

این هتل می تواند بر روی آب نیز شناور شده و بر روی سطح آب با عملکردی کاملا مستقلانه محیطی پایدار و پاک و سبز را برای مهمانان و ساکنان خود فراهم خواهد آورد، ساکنانی که احتمالا هرگز نباید این هتل را ترک کنند!

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

این طرح که معماری آن از صدفها الهام گرفته شده است از یک سیستم ویژه تحمل بار برخوردار است که با توزیع متناسب وزن آن را در برابر زمین لرزه ها مقاوم می کند، در حالی که چارچوبهای از پیش ساخته شده امکان ساختن سریع و ساده این ساختمانهای صدفی شکل را فراهم خواهد آورد.

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

باغهای داخلی این ساختمانها با ایجاد فضای گلخانه ای و ذخیره کافی نور روز به منظور مصرف در اتاقهای این هتل مناظر شگفت انگیزی را برای ساکنین به وجود می آورد. در ساخت این هتل از سلولهای خورشیدی، سیستم جمع آوری آب باران و پنجره های خود تمیز شونده نیز استفاده خواهد شد.

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

بر اساس گزارش گیزمگ، جدا از ویژگی های سبز این هتل، به نظر می آید طراحی شگفت انگیز آن از فیلمهای علمی تخیلی برگرفته شده است و از آنجایی که شرکت "رمی استدیو" این طرح را با همکاری اتحادیه بین المللی معماری و به عنوان بخشی از برنامه "معماری برای بقا در هنگام فجایع طبیعی" ارائه کرده است، امید می رود رو به وخامت گذاشتن گرمای جهانی به حدی نرسد که بشر به استفاده از چنین هتلهایی نیاز پیدا کند.

عکس منتشر نشده از حمام زنانه

اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس

رایت کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دنبال چی می گردی؟!
من که گفتم منتشر نشده!

کولاک شدید برف در آمریکا + عکس























































خطای دید : احمدی نژاد با کراوات


khande-bazar.coo.ir

به این میگن طراحی


 

خوش به حال قدیمیا ، بدبدخت ما ها !!!

تا حالا تو جمعی بودید که یه پیرمرد یا پیرزن سن بالا توشون باشه . دیدید گاهی اوقات میگن زمان شما زندگی نیست که !

زندگی مال زمان بود ، یه شونه تخم مرغ می خریدیم دو شاهی . می آوردیم خونه میزدیم تو روغن حیوونی با یه سنگک درسته می خوردیم .الانه شده زندگی روغن نباتی . شماها جوونای روغن نباتی هستید 

یکی نیست بگه آخه پدر من اگه وسعشو داشته باشیم خوب ما هم بدمون نمیاد که خوب بخوریم

بدمون نمیاد تو حیاط خونه یه بره چال کنیم روش ذغال بریزیم تا شب بپزه ( خدا رحمت کنه پدر بزرگمو )

بدمون نمیاد از اون کبابا با دوغ و ریحون بخوریم که از بس باحال بودن بعدش آدم بی هوش می شد

بدمون نمیاد که !!!!

شما این قیمتها رو که مال منوی دو تا رستوران متفاوته رو نیگاه کنین خودتون دستگیرتون میشه

اولیش ماله سال ماکسیما و سانتافه

دومیش ماله سال درشکه و اسبه

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

قیمت های یه رستوران تو سال 1389

این پائنیم یه رستوران مال سال 1270

فقط قیمت ها رو داشته باشید !!

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

به نظر شما با این قیمت ها میشه ما هم مثل قدیمیا وعده غذایی داشته باشیم ؟ 

حالا خودتون قضاوت کنید . ما خوشبخت تریم یا قدیمیا ؟

همیشه به چشمانتان اطمینان نداشته باشید

اول از هر چیزی باید بگم که این پست فقط جهت بالا بردن اطلاعات عمومی شما دوستان عزیز است . برای همین خیلی فکر بد نکنید و بد و بیراه نگید لطفاً .

جالبه بدونید هر تصویری که ذهن ما برای اولین بار می بینه در قسمتی به نام ضمیر ناخودآگاه ثبت میشه . این بخش از مغز طوری عمل می کنه که شما با دیدن هر تصویر ، ذهن شما در ضمیر ناخودآگاه جستجو میکنه و تصاویر شبیه به اون رو پیدا می کنه و شما رو یاد اون تصویری که دیدید می اندازه و شما متوجه می شوید این  رو که می بینید همونه و ناخودآگاه اسمش یا نوعش یا جنسش یادتون می افته . البته همه اینها تو چند هزارم ثانیه اتفاق می افته .

ولی همیشه نمیشه به این ضمیر ناخودآگاه اکتفا کرد . گاهی اوقات به علت خطای چشم ضمیر ناخود آگاه هم اشتباه می کنه .

برای مثال به تصاویر زیر که نمونه های جالبی هستند نگاه کنید : 

.

.

تصویر شماره 1

خوب به این عکس نگاه کنید

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

شما در اصل چه دیدید ؟

تمامی مردان و زنانی که رابطه جنسی داشته اند این عکس را شبیه به بدن یک زن می بینند ولی در اصل اینطور نیست !

این تصویر ، تبلیغ یک شرکت کفش سازی است که یک جفت پاشنه پا درون کفش را در نمای نزدیک نمایش داده است . پاشنه هایی جفت شده درون کفش باعث شد شما این تصویر را طور دیگر مشاهده کنید .

.

.

تصویر شماره 2

تصویر دوم تستی است که دکتر جرارد ردفورد ، مختصص روانشناسی بالینی به وجود آورده.

این تصویر به صد نفر که 50 نفر آنها بالای 25 سال بودند و بقیه زیر 10 سال بودند ، نمایش داده شد

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

به نظر شما دو رده سنی چه تصویری دیدند ؟

تمامی افراد بالای 25 سال بدون استثنا تصویر یک زن و مرد را دیدند

و تمامی افراد زیر 10 سال گفتند که تعدادی دلفین می بینند .

اگر به فضای سیاه بین زن و مرد دقت کنید دلفین ها رو میبیند ولی چرا ذهن ما اول زن و مرد را می بیند ؟

.

.

تصویر شماره 3 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

این تصویر ، یک لامپ را که به دیوار چسبیده نشان می دهد . نور لامپ و رنگ دیوار ذهن شما را منحرف کرد.

شاید تنها چند ثانیه طول بکشد که شما تصویر واقعی را درک می کنید ولی دقیقاً در همان چند لحظه اول ذهن شما درگیر تصاویری که در ذهنتان بود میشود . 

.

.

تصویر شماره 4 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

باز هم ذهن شما اشتباه کرد .

فقط چند صدم ثانیه طول کشید تا شما عکس را تشخیص دادید . می دونید چرا ؟

چون شما در تصویر یک این قضیه رو دید و الان تو ضمیر نا خودآگاه شما ثبت شده . الان فقط مقایسه چند هزارم ثانیه ای اتفاق افتاد .

.

.

تصویر شماره 5

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

دیگه چون ذهن شما به این تصاویر عادت کرده خیلی سریع تر از قبل فرق بین عکس ها رو متوجه میشید .


ضمیر ناخودآگاه می تواند گاهی مخربترین ذهنیت ها را در مغز ایجاد کند و طوری مغر رو منحرف کنه که واقعاً درک واقعیت براتون سخت باشه  . پس همیشه نمی توان به آنچه که دید اعتقاد کامل داشت .

معادلات زندگی

معادله 1

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفريح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفريح

وبنابراين

تفريح – انسان = الاغ + کار

بعبارت ديگر

انساني که تفريح ندارد = الاغي که فقط کار مي کند


معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابراين

درآمد – مرد = الاغ

بعبارت ديگر

مردي که درآمد ندارد = الاغ


معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

وبنابراين

خرج پول – زن= الاغ

بعبارت ديگر

زني که پول خرج نمي کند = الاغ

*****

نتيجه گيري:

از معادلات ۲و۳ داريم:

مردي که درآمد ندارد = زني که پول خرج نميکند

پس:

فرض منطقي ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبديل به الاغ شوند..

و

فرض منطقي ۲: زنها پول خرج مي کنند تا نگذارند مردها تبديل به الاغ شوند.

بنابراين داريم …

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

> و ازفرضهاي۱و۲ نتيجه منطقي ميگيريم که:

مرد + زن = ۲ الاغي که با هم بخوشي زندگي ميکنند.


صرفاً جهت طنز ، به کسی بر نخوره لطفاً

چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟

چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟

چون بیشتر مردم با دست راست کار می کنند به همین سبب دکمه های لباس را سمت راست میدوزند تا افرادی که به اصطلاح راست دست هستند به آسانی بتوانند دکمه های لباس خود را باز کرده یا ببندند. البته این موضوع در مورد لباس های مردانه کاملا صادق است اما بانوان چطور؟

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

چرا با آنکه بیشتر خانم ها مانند آقایان راست دست هستند دکمه لباسشون سمت چپ دوخته شده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید عقربه های زمان را به عقب بچرخانیم و به گذشته های دور برویم. یعنی زمانیکه نخستین بار دکمه لباس ساخته شد و این دکمه کالایی لوکس و گرانبها به شمار می رفت و تنها مردمان طبقه مرفه اجتماع استطاعت خرید آنرا داشتند. این در حالی بود که زنان اشرافی در آن زمان هیچگاه لباس خود را شخصا به تن نمی کردند بلکه خدمتکاری داشتند که این کار را برایشان انجام می داد.

چون خدمتکار برای بستن یا گشودن دکمه لباس بانوی خود می بایستی مقابل او قرار می گرفت دوزندگان لباس زنانه معمولا دکمه لباس را در سمتی قرار می دادند که خدمتکار بتواند به راحتی با دست راست خود آنها را باز کرده یا ببندد! از این رو دکمه لباس زنان را سمت چپ می دوختند.

هر چند امروزه استفاده از دکمه عمومیت یافته و دیگر از آن خدمتکاران کمر باریک خبری نیست با این حال هنوز هم این اصل به قوت خود باقی مانده و دکمه های لباس های زنانه سمت چپ دوخته می شود.

صلیب و ستاره داوودی در تهران

شاید موضوع این مطلب یکم قدیمی باشه ولی هنوز خیلی ها ندیدنش

این مطلب رو برای روشن کردن یکی از دوستای گلم که اسمش آقا صادقه نوشتم

اگه دقت کرده باشید برج آزادی از بالا شبیه صلیب ساخته شده ، ولی شاید خیلیا ساختمون اداری فرودگاه مهرآباد رو از بالا ندیده باشن که شبیه ستاره داوودی ( آرم اسرائیل)هست . من امروز عکساشو گذاشتم اگر google earth داشتین حتماً ببینین . از این نمونه ها تو گوگل زیاد پیدا شده

اولیش برج میدون آزادی که شبیه صلیبه 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

اگه از طرف برج آزادی به سمت فرودگاه مهر آباد بریم میشه اون نشان رو دید

در اصل عکس نچرخیده میدون آزادی اینطوریه :

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

اگه یکم بیایم بالا میشه فرودگاه رو دید :

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

اون قسمتی رو که با مربع قرمز مشخص کردم محل ساختمون های اداری مهرآباده که روی پشت بومش اون نشان هست.

حالا به سمت فرودگاه زوم می کنیم :

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

یکم بیشتر :

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

اگه دقت کرده باشید ساختمون رو شبیه ستاره سه ضلعی ساختن .

حالا بازم زوم می کنیم تا برسیم روی پشت بوم :

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

دیده شد ؟

حالا جالبه بدونین که این ساختمون رو زمان شاه ساختن که 4 تا مهندس اسرائیلی پیمانکاریش رو به عهده گرفته بودن . از این نمونه ها تو نقشه هوایی کشورمون زیاده

مثلاً این عکس رو که الان میبینید نزدیک روستای رستم آباد (جاده قزوین به سمت رشت ) هست که تو قسمتی که مستطیل سبز هست قبلاً زمان شاه با درخت به شکل تاج شاه ساخته بودن ولی بعد از انقلاب اونجا رو با درختکاری محو کردن و آرم جمهوری اسلامی رو کنارش با درخت کاشتن

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

بازم از این قبیل کارها هست که اگه وقت داشته باشید میشه پیداشون کرد .

اگه جایی رو می شناختین بهمون معرفی کنید

نظرم یادتون نره

محرم ، ماه حسین

این مطلب رو چون فقط دلم پر شده بود نوشتم که یکم خالیش کنم

قبل از هرچی ماه محرم رو به همه عزاداران حسینی تسلیت می گم و امیدوارم عزاداری هاتون قبول باشه

من خودم تو ماه محرم به دنیا اومدم . دقیقاً ظهر عاشورا برای همین هم اسمم رو گذاشتن حسین . البته اون حسین کجا و این حسین کجا ولی در کل تو این ایام خیلی دلم غوغا میشه ولی با دیدن بعضی صحنه ها واقعاً دلم میگیره که اینا دیگه کین ؟ یعنی واقعاً عظمت امام حسین رو درک نکردن که با بعضی کارای بی هدف سعی میکنند چهره عاشورای حسین رو به دنیا طور دیگه نشون بدن ؟ البته شایدم بعضی ها واقعاًً دلشون صاف باشه که توش شکی نیست ولی من روی صحبتم با اون یکی هاست.

ظهر عاشورا وقتی که همه شهید شدن اونایی که شب قبل از پیش امام رفته بودن ، بیرون صحرای کربلا خاک روی سراشون ریختن به این معنی که خاک بر سر ما که امام حسین (ع) رو تنها گذاشتیم

این حرکت نسل به نسل گشت تا شد این که می بینید البته نمی گم بده ها ولی بعضی حرکت ها توش نشون از بی اطلاعی از قضیه داره . در اصل خاک بر سر بوده نه گل بر سر !!!!!

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

حالا اینا که خوبن ، به قول معروف نوعی عزاداری هستن ولی ....

نمی دونم دیدین از این افرادی که بجای اینکه خودشون عزادار باشن ماشیناشون عزاداران یا نه ؟

جالبه وقتی هم که بهشون میگی این چیه میگن عشق حسینه دیگه ! چی کنیم ؟

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

به نظر شما بعضی از اینها مسخره کردن نیست ؟

یاد عزاداری قدیم تر ها (که الانم خدائیش خیلی جاها اینطوری عزاداری می کنن) به خیر

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

امیدوارم روزی بیاد که همه بفهمن عظمت عاشورا رو با خاکی کردن ماشین یا چهارتا روضه سوزناک نمیشه بیان کرد . به امید اون روز

شخصیت خودتون رو محک بزنید

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى با دقت به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و عنوان جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید تا بتوانید طبق اختصاص امتیازاتی که برای هر گزینه از سوالات مشخص شده، امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. سپس سراغ نتیجه گیری بروید و شخصیت واقعی خودتان را دریابید ...

حاضرید ؟

پس شروع کنید :


1. چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف- صبح
ب - عصر و غروب
ج - شب


2. معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج - آهسته تر، با سرى صاف به روبرو
د - آهسته و سر به زیر
ه - خیلى آهسته


3. وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید
ه - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید


4. وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم
ب - چهارزانو
ج - پاى صاف و دراز به بیرون
د - یک پا زیر دیگرى خم


5. وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده
ب - خنده، اما نه بلند
ج - با پوزخند کوچک
د - لبخند بزرگ
ه - لبخند کوچک


6. وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


7. سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود


8. کدامیک از رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش


9. وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه


10. آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف- از جایى مى افتید
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید
ه - اصلاً خواب نمى بینید
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید



. . .

. .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

امتیازات :

سؤال اول:
الف (۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم:
الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم:
الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم:
الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم:
الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ امتیاز)

سؤال ششم:
الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم:
الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم:
الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم:
الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم:
الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)


خب، امتیازهایتان را جمع زدید؟
اکنون عدد به دست آمده را با نتیجه گیریهای زیر مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید


نتیجه گیرى :

اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است:

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند "کاش من جاى تو بودم!" اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید:

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید:
به خود امیدوار باشید، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.

اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد:
بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

اگر تنها از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز را کسب کردید:
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:
دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.